تبلیغات
صاحبان سبز - خاتمی دلارهای ملک عبدالله راحرام نکرد!

صاحبان سبز

دوشنبه 9 اسفند 1389

خاتمی دلارهای ملک عبدالله راحرام نکرد!

نویسنده:   


خاتمی پس از دو هفته سکوت در قبال پروژه آمریکایی-صهیونیستی آشوب در 25 بهمن،وی ضمن سخنانی که همسو با پروژه ناکام 25 بهمن ارزیابی می شود، تلاش کرد هویت ضد صهیونیستی و ضدآمریکایی قیام ملت های مسلمان منطقه را کمرنگ کند. او مدعی شد بعضی از این قیام ها علیه نظام هایی بوده که سیاست اصلی خود را مخالفت با غرب به خصوص آمریکا قرار داده اند و همواره شعارهای انقلابی و ضدصهیونیستی داشته اند! سکوت را شکست.

خاتمی هیچ مصداقی دراین باره ارائه نکرد و حال آن که تمام رژیم های مرتجعی که ملت های مسلمان علیه آنها به قیام برخاسته اند، دارای ماهیت وابسته بوده اند و حتی معمر قذافی طی سال های اخیر بیشترین ارتباطات را با آمریکا و غرب برقرار کرده بود.

خاتمی در ادامه سخنانش بدون آن که تحرکات ساختارشکنانه و شعارهای ضدانقلابی و ضدقانون اساسی اوباش تحریک شده از سوی رسانه های ضدانقلابی و آمریکا و رژیم صهیونیستی در 25 بهمن را محکوم کند، مدعی شد: آیا نباید باعث ناراحتی و نگرانی باشد وقتی جریان هایی می کوشند دست آوردهای بزرگ انقلاب را نادیده انگارند، بلکه آن را دگرگونه جلوه دهند؟ وقتی بنا باشد همه مسئولان طراز اول که مورد تایید امام، مردم و رهبری بوده اند انسان های فاسد، منحرف و ضدانقلاب معرفی شوند آیا مردم جهان حق ندارند این شبهه را پیدا کنند که پس حاصل انقلاب، فساد و انحراف بوده است؟ و آیا این بزرگ ترین جفا به انقلاب نیست؟ آیا اگر فضا باز باشد قانون اساسی مبنای عمل قرار گیرد و انتقاد و حتی اعتراض در چارچوب قانون آزاد باشد و نصیحت مسئولان کشور و نقد و ارائه آزاد اندیشه یک ارزش به حساب آید، به جمهوری اسلامی خدمت نشده است؟

وی که سوابق ملاقات با جرج سوروس (سرمایه گذار صهیونیست کودتاهای مخملین) و راسموسن دبیرکل ناتو (حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی در دانمارک) را در کارنامه سیاه خود دارد، به دفاع تلویحی از فتنه گرانی چون موسوی و کروبی برخاست که تحریک کننده حرکت آشوبگرانه مذکور 25 بهمن بودند.خاتمی گفت: به جا بود که زندانیان که نوعاً انسان های امتحان داده و صادق و مومن اند آزاد شوند نه اینکه این روزها شاهد دستگیری های تازه و ایجاد محدودیت مجدد برای کسانی باشیم که اندکی از محدودیت آن ها کاسته شده بود. چرا باید کسانی چون جناب مهندس موسوی و جناب آقای کروبی که در دلبستگی شان به اصل انقلاب و نظام تردیدی نیست دچار حصر و محدودیت شوند و زمینه ای فراهم آید تا کسانی که نه نظام را قبول دارند و نه خیر ایران و ایرانی را می خواهند میدان داری و احیاناً از احساسات پاک مردم بخصوص جوانان سوءاستفاده کنند.

این رویکرد تحریفگرانه و نفاق آلود از سوی خاتمی در حالی است که اوباش چند صد نفری حاضر در اغتشاش 25 بهمن، به دعوت کروبی و موسوی علناً علیه جمهوری اسلامی و ارکان قانون اساسی و انقلاب فحاشی کرده بودند تا افکارعمومی جهان از انتفاضه اسلامی در خاورمیانه منحرف شود، همچنان که خاتمی خود در سخنان اخیرش کوشیده تا هویت ضدصهیونیستی و ضد آمریکایی نهضت ها را کتمان کند. خاتمی به شیوه نفاق همیشگی توضیح نمی دهد که کجای تحرکات ساختارشکنانه و آشوبگری و تکرار شعارهای ضدانقلابی که یک روز قبل از ماجرای 25بهمن از سوی سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دیکته شده، «نصیحت و نقد و ارائه اندیشه در چارچوب قانون است»؟! و کدام «انسان مومن و صادق» حاضر می شود در بحبوحه بدنامی و فرار مزدوران آمریکا و اسرائیل از کشورهای اسلامی، ننگ نوکری مستکبران را به جان بخرد و به خاطر این حماقت بزرگ، از ستایش آنان برخوردار گردد؟!

خاتمی با این اظهارات نشان داد که ادعای اصلاح طلبی او در چارچوب قانون اساسی و خدمت به جمهوری اسلامی دروغی رنگ باخته بیش نیست و او اختیار جدا کردن حساب خود از ضدانقلاب و آمریکا و اسرائیل را ندارد.

گفتنی است خاتمی علاوه بر ملاقات پنهان با جرج سوروس صهیونیست،راسموسن دبیرکل ناتو و حامی کاریکاتورهای ضد اسلامی برای راه اندازی فتنه88 مبالغ کلانی از ملک عبدالله پادشاه سعودی و برخی از کشورهای اروپایی نیز دریافت کرده است و تلاش وی برای تطهیر سران وابسته برخی کشورهای عربی و تخطئه حرکت های انقلابی مردم مسلمان خاورمیانه در این راستا قابل ارزیابی است.

خاطرنشان می شود همزمان با سیاه بازی جدید خاتمی، روزنامه اطلاعات مطلبی رپرتاژگونه و توأم با حمایت از وی چاپ کرد.

حمله به مراجع و مساجد آخرین امریه شبکه صهیونیستی به میلیشیا

خطای راهبردی سازمان فتنه و دعوت به غائله آفرینی در 25 بهمن که عملاً به نمایش بی وزنی این جریان انجامید، دو سر خارجی و داخلی این سازمان را به وضعیت انسداد کامل سوق داده است.

طیف داخلی این سازمان که کوشش می کرد خود را هنوز وفادار به جمهوری اسلامی و قانون اساسی نشان دهد، اولاً حالت لکه و ذره ای خود را در خیابان به نمایش گذاشت و ثانیاً هویت واقعی و ضدانقلابی خود را در پروژه اسرائیلی- آمریکایی نشان داد. از زاویه نگاه سوم نیز، خشم و انزجار و فشار افکار عمومی برای محاکمه و مجازات این جریان شدت گرفت و باعث شد حتی برخی از اصلاح طلبان نیز علناً از آنها اعلان برائت کنند.

طیف خارج نشین سازمان نیز در این میان زیر یک علامت سؤال بزرگ است مبنی بر اینکه صدها میلیون دلاری که در همین یکی دو سال اخیر خرج آنها شده چه عایدی جز لو دادن و آسیب پذیر کردن شبکه مزدوران در داخل انجام داده است.

در این شرایط بغرنج، بخش خارجی سازمان فشار روانی و تبلیغاتی را برطیف خارجی افزایش داده و علناً از آنها می خواهد دست به رفتارهای انتحاری بزنند. به عنوان مثال شبکه صهیونیستی بالاترین در مطلبی به قلم «محمود-ف» - یکی از روزنامه نگاران کلاهبرداری که با ژست مبارزه و اپوزیسیون بازی توانست پناهندگی بگیرد- می نویسد: موسوی و کروبی ناموس ما بودند و عملاً دستگیر شده اند. آنها خط قرمزها بودند. باید کارد کشید یا کشت و یا کشته شد. اما همین که کسی مخالفان را تشویق کند که در مقابل رژیم کوتاه نیایند، یقه او را همه می چسبند که جوان مردم را کجا می فرستد. یا به طرفی که تشویق می کند، می گویند او چرا به خودش نارنجک نمی بندد و نمی آید در یکی از خیابان های تهران خود را منفجر کند تا به همه ثابت نماید، خشونت خوب است. بیچاره فعال سیاسی و وبلاگ نویس و روزنامه نگاری که دعوت به مبارزه کند. اگر در داخل باشد و با اسم فعالیت کند که دستگیر می شود یا اگر با هویت مستعار فعالیت کند، از سوی مخالفان هو می شود که چرا وقتی خودت جرأت نداری اسم و رسمت را علنی کنی، دیگران را به خیابان دعوت می کنی؟ و اگر خارج نشین است برچسب می خورد که «خارج گودنشین است و می گوید لنگش کن». عجیب اینکه در فضای وب، بعضی از ناراضی ها و اپوزیسیون همین انگ را به ما می زنند.

نامبرده در عین حال با اشاره به برخی دعوت های تجمع نوشت: در وضعیت فعلی چه کاری به مسیر امام حسین تا آزادی داریم؟ در شرایط فعلی این مسیر را نمی شود پرکرد، میدان آزادی هم که دراندشت است. اما باید توجه کرد که وقتی نتوان ده هزار نفر آدم مصمم و پای کار را به عرصه آورد، از همین حال باید اپوزیسیون را ورشکسته به حساب آورد. دلخوش کردن به شعارهای بالاترینی و لایک های فیس بوکی که «25 بهمن میلیونی بودیم» و «یک اسفند تهران پادگان شد»، چاره درد نیست. 25 بهمن میدانی فتح نشد و یک اسفند حتی تجمعی شکل نگرفت. شکست و پیروزی را با نیرویی که صرف آن شده و انتظاری که از آن می رفته باید سنجید و گرنه حرف هایی نظیر «همینکه مجبور شدن برای کنترل ما نیرو بیارن کافیه» مثل تیر انداختن ملانصرالدین به وسط هدف است؛ هر جا که تیر افتاد دور آن جا را خط بکشیم که وسط دایره باشد!

بابک داد کاتب ویژه خاتمی که از اواسط تابستان سال گذشته از کشور گریخته و سعی می کند خود را فعال سیاسی نشان دهد، در مطلب مشابهی در گویانیوز، روش «لنگش کن» را در پیش گرفت و نوشت: حالا نوبت ما مردم [!؟] است که ثابت کنیم اهل کوفه هستیم یا نه؟ آیا می دانیم داغ ننگ کوفی بودن هنوز بعد قرن ها پاک نشده است؟ آیا باید سکوت کرد؟ می بینیم که خشم مخالفان را کنترل کرده اند و کورنومتر بمب را از کار انداخته اند.

البته این کلاهبردار فراری هم ترجیح داده این واقعیت را مسکوت بگذارد که اگر اعتقاد به مبارزه دارد چرا از کشور گریخته و در اروپا پناهندگی گرفته و اکنون صرفاً برای گذران امور، در شیپور بی هزینه مبارزه از خارج می دمد؟ گزافه گویی کاتب ویژه خاتمی در حالی است که ملت نستوه ایران 9 دی و 22 بهمن88 و همچنین 22 بهمن امسال نشان دادند که اهل کوفه نیستند و نمی گذارند یزیدیان حتی به پرچم عزای امام حسین(ع) تعرض کنند.

در حیص و بیص این تحریک و تحمیق ها، برخی از عناصر ضد انقلاب روایت های جالبی از به هم ریختگی اپوزیسیون را به قلم آورده اند. یکی از بالاترینی های ضد دین با اشاره به انتشار منشوری از سوی فتنه سبز که مدعی اجرای قانون اساسی است، می نویسد: میگه ورژن دوم منشور جنبش سبز رو دیدی!؟ میگم آره! می پرسه اونو خوندی؟ می گم آره تا اونجایی از منشور رو خوندم که رسیدم به «گنجینه اسلامی، ایرانی» همین جا که رسیدم دیگه نخوندمش! چه معنی میده اینها هنوز اسلام رو می آورند! اصلا چه لزومی داره که یک آدم لامذهب یا یهودی باید برای این جنبش سبز اسلامی جانفشانی کنند؟ چرا منی که می خواهم اسلام از بین برود، باید از این اسلام سبز دفاع کنم!؟ آخه مگر ما مازوخیست هستیم که بخواهیم از نام دشمن خود (اسلام) دم بزنیم!

کاربر سرخورده دیگری نوشته است: واقعاً این منشور را کی نوشته؟ من مانده ام این توضیح واضحات چه دردی را دوا می کند و به چه دردی می خورد؟ این متن طولانی که به زور هم نمی شود از توی آن دو تا هدف مشخص و یک برنامه عملی به دست آورد به چه دردی می خورد؟ همه این چیزهایی که در منشور آمده را می شود برای همه دنیا نوشت. چه چیزی در ایران قرار است انجام بشود؟ بالاترین به عنوان مدعی جنبش ضد خشونت در مطلب دیگری خواستار حمله به پایگاه های بسیج شد و سپس نوشت: اصلا باید همه مساجد را ویران کرد(!)

این ترمینال صهیونیستی تحت مدیریت ظاهری ضدانقلاب همچنین با انتشار عکس مربوط به سر به داری مجتهد شهید شیخ فضل الله نوری(ره)، در روزگار مشروطه تصریح کرد که باید با تمام مراجع تقلید هم به همین شکل رفتار کرد.

یادآور می شود گروهک تروریستی منافقین نیز پس از ماه ها رفتار ریاکارانه و انقلابی نمایانه، در 30 خرداد 1360 به خیال اینکه وارد فاز مسلحانه می شود، گور خود را برای همیشه کند و سران آن مدتی بعد جاروکش دربار دیکتاتور جنایتکاری چون صدام شدند.

حتی یک هزارم ایرانیان خارج نشین هم به اپوزیسیون محل نمی گذارند

تجمع 5 نفره عناصر ضدانقلاب در مقابل سفارت ایران در لاهه هلند، یک رکورد تازه را در برپایی افتضاح از سوی اپوزیسیون رقم زد. هلند یکی از پایگاه های فعالیت ضدانقلاب در اروپا به شمار می رود و برای تجمع ضد ایرانی اخیر در هلند تبلیغات فراوانی صورت گرفته بود.

این نمایش به قدری افتضاح بود که حتی اعتراض رادیوزمانه (ارگان دولتی هلند برای اپوزیسیون ضد انقلاب) را هم به دنبال داشت. رادیو زمانه در حالی که عکس تجمع 5 نفره را منتشر کرده بود، با گشاده دستی نوشت: گردهمایی مقابل سفارت جمهوری اسلامی در لاهه با حضور 30 نفر [!؟] و گردهمایی دوم با حضور 100 نفر[!؟] برگزار شد. این شمار شرکت کنندگان در حالی بود که بر پایه اطلاعات مرکز آمار هلند، 32 هزار ایرانی در این کشور زندگی می کنند. در دهه 1990 در حالی که جمعیت ایرانی ها در هلند به مراتب کمتر بود، شمار بیشتری از آنها در راهپیمایی ها شرکت می کردند و گاه تعدادشان به چند صد نفر می رسید. اکنون کاهش شمار شرکت کنندگان به ویژه در هفته های اخیر، ذهن بسیاری از مخالفان فعال را در هلند به خود مشغول کرده است.

این رسانه وابسته به دولت هلند به جای اشاره به وفاداری اکثریت ایرانیان مقیم کشورهای دیگر به کشور و نظام خود که باعث می شود دعوت ضدانقلاب را تحریم کنند، به توجیهات قابل تأملی متوسل شد و از قول یکی از عناصر ضدانقلاب گفت: اینکه چرا ایرانیان مقیم خارج در چنین تجمعاتی شرکت نمی کنند، به نظر من خیلی بی تفاوت شده اند. چون فکر می کنند برای آنها اتفاقی نیفتاده و بی تفاوت شده اند. چرا باید از خانه های گرم شان بیرون بیایند و در جایی بایستند که هوا سرد است! یا فکر می کنند اگر جلوی سفارت بیایند، شاید از آنها عکس یا فیلم بگیرند و دیگر نتوانند برای تعطیلات به ایران بروند. این در حالی است که بسیاری از آنها روزی که به هلند آمده اند یکی از جملاتی که به کار برده اند حتماً این بوده که اگر من به ایران برگردم، مرا بلافاصله زندانی و اعدام می کنند. به خاطر همین هم موفق شده اند در هلند جواب مثبت بگیرند، ولی الان که جواب های شان را گرفته اند و گذرنامه های هلندی در جیب شان است، همه چیز را فراموش کرده اند؛ اینجا زندگی شان را می کنند و اصلا بی خیال همه شده اند. این واقعاً جای شرم دارد.

این عضو اپوزیسیون که برای دولت هلند کار می کند، اضافه کرد: کشورهای دنیا احتمالا به رژیم ایران غبطه می خورند چرا که مخالفانی دارد که این قدر بی تفاوتند!

یکی دیگر از همین مواجب بگیران دولت هلند درباره آب رفتن تعداد اعضای اپوزیسیون در تجمعات گفت: موج نخست کسانی که به اروپا آمدند تقریباً پناهنده بودند و در گردهمایی ها شرکت می کردند اما بعدها وقتی اعلام شد پناهنده ها می توانند به ایران برگردند، لازمه اش این بود که نامه هایی را امضا کنند و به نوعی «غلط کردم» بگویند. نتیجه این بود که به نوعی اسیر جمهوری اسلامی در خارج کشور شدند. یعنی حاکمیت جمهوری اسلامی را در خارج از کشور هم بالای سر خودشان حس می کنند. جرأت این را ندارند که به راحتی در گردهمایی های اعتراضی شرکت کنند یا حتی پای یک فراخوان برای جلوگیری از اعدام در ایران را امضا کنند. حالا هم بعضی ها با عینک و گاه پوشاندن روی خود در حرکات اعتراضی شرکت می کنند.رادیوزمانه و اپوزیسیون همکار آن در این گزارش توضیح نداده اند که اگر اپوزیسیون خارج نشین تا این اندازه بی بخار و هراسان است چگونه از هم قطاران خود توقع دارند که به تحریک خارجی، وارد معارضه با جمهوری اسلامی شوند و برای فاکتورسازی اپوزیسیون خارج نشین، در داخل هزینه بدهند؟!

وقتی اپوزیسیون فراری یکدیگر را به جاسوسی برای جمهوری اسلامی متهم می کنند

بها ندادن صدای آمریکا به جریان مرده فتنه سبز باعث شد محسن مخملباف، سردبیر ارشد VOA را عامل و نفوذی جمهوری اسلامی بخواند.

مخملباف این اتهام را در گفت وگو با تلویزیون مبتذل «کانال یک لوس آنجلس» عنوان کرد. بها ندادن رسانه هایی نظیر صدای آمریکا به عناصر فراری خارج نشین بیشتر بدان خاطر است که معمولا این جریان های اپوزیسیون برای فعال و به دردبخور نشان دادن خود اقدام به اغراق و خالی بندی می کنند و اگر رسانه ای آنها را جدی بگیرد به مرور اعتبار خود را نزد مخاطبان از دست می دهد. مخملباف یکی از چند نفری است که با نگرانی به رسانه های اصلی ضد انقلاب راه داده می شود چرا که به عنوان فردی بی ثبات و اغراق کننده که دروغ های «رو» و آشکار می گوید، شناخته می شود.

در واکنش به پرخاشگری مخملباف علیه علی سجادی سردبیر صدای آمریکا، یکی از همکاران سایت ضد انقلابی ایران گلوبال نوشت: آقای مخملباف چرا اتهام دروغ به آقای سجادی می بندید. این ضد صداقت است که اولین اصل جنبش شمرده می شود و شما دوست دارید خود را مدافع آن معرفی کنید. اگر مدرکی دارید که آقای سجادی نفوذی جمهوری اسلامی است ارائه دهید وگرنه رسما پوزش بخواهید.

سام قندچی اضافه می کند: دوستان نزدیک خود من بوده اند که با آقای سجادی اختلافات شخصی و سیاسی داشته اند اما ادای نقش قاضی و دادستان و صدور حکم از سوی آقای مخملباف پذیرفته نیست. صدای آمریکا مانند هر رسانه ای، باید خبر درست و دقیق ارائه دهد و این موضوع ربطی به سردبیر ندارد.

برخی تحلیلگران عرصه رسانه، اقدام مخملباف را نوعی پیشدستی قلمداد می کنند و معتقدند وی برای آن که اتهاماتی نظیر نفوذی و عامل جمهوری اسلامی در میان اپوزیسیون متوجهش نشود، به سجادی حمله برده است تا ضمنا خود را فردی مبارز و غیرقابل خدشه نشان دهد. شماری از وابستگان به جریان های اپوزیسیون پیش از این، تحرکات و اظهارات نسنجیده مخملباف را از آن جهت که باعث تخریب اعتبار و حیثیت اپوزیسیون شده و این جریان را اهل دروغ و تحمیق مخاطب معرفی کرده، نفوذی جمهوری اسلامی و خرابکار توصیف کرده اند.

گفتنی است «الف-ج» یک وبلاگ نویس مقیم فرانسه از قول نیک آهنگ کوثر- کاریکاتوریست فراری نقل کرده است که به وی گفته است؛ «در آپارتمان مخملباف در پاریس شاهد تماس تلفنی و مکالمه طولانی وی با وزارت اطلاعات رژیم بودم» وی ادعا کرده است، به بهانه مشاهده گوشی موبایل مخملباف شماره تماس او با تهران را دیدم که برایم آشنا بود. شماره ای که چند بار از طریق آن به یکی از ساختمان های وزارت اطلاعات در فرمانیه تهران احضار شده بودم!



 

مهره جاسبی حذف شد

رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس برای نخستین بار در دوره فعالیت مجلس هشتم، موفق به عضویت در كمیسیون تلفیق نشد.
  رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس برای نخستین بار در دوره فعالیت مجلس هشتم، موفق به عضویت در كمیسیون تلفیق نشد.

كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی عصر روز گذشته نمایندگان خود را برای عضویت در كمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال 1390 كل كشور انتخاب و معرفی كرد كه در آن علی كریمی فیروزجایی نماینده بابل و محمدحسن دوگانی نماینده فسا برای عضویت در این كمیسیون انتخاب شدند.

این در حالی است كه پیش از این اخباری مبنی معرفی علی عباسپور تهرانی‌فرد به عنوان یكی از نمایندگان كمیسیون آموزش به كمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال 1390 به گوش می‌رسید اما اعتراضات دانشگاهیان و بیانیه اخیر انجمن اسلامی دانشجویان 42 دانشگاه كشور علیه عملكرد وی در كمیسیون آموزش مجلس موجب شد كه عباسپور از كاندیدا شدن برای حضور در كمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال 1390 منصرف شود


 

موضع‌گیری هاشمی تاكتیكی است

دبیركل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر كشور تأكید كرد: موضع‎گیری دیرهنگام هاشمی علیه ناآرامی‌های 25بهمن تاكتیكی برای انتخابات خبرگان است.

ایوب توكلیان دبیر كل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر كشور در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با بیان اینكه صحبت‌ها و مسائلی كه در مورد آقای هاشمی وجود دارد، جنبش دانشجویی را نگران كرده و علامت‌ سؤال‌های فراوانی را مقابل ذهن پرسشگر دانشجویان و مردم قرار داده است، اظهار داشت: آقای هاشمی بعد از انتخابات سال 84 به صورت علنی در میدان جریان اصلاحات بازی كرد و نقش یك مهره وزین را در این جریان داشت كه این مسئله بسیار جای تأمل دارد.

وی با بیان اینكه شاید بتوان از اشرافیت‌گرایی در زمان ریاست جمهوری ایشان گذشت و مسائل مربوط به پایان جنگ و شبهات این دوران را نادیده گرفت و در مقابل آنها سكوت كرد، اما نمی‌توان درباره رفتار سیاسی آقای هاشمی بعد از سال 84 سكوت كنیم، تصریح كرد: مواضع آقای هاشمی پس از انتخاب 88 تأمل برانگیز بود و كسی نمی‌تواند مقابل آنها سكوت كند و به سادگی از كنار آن رد شود.


دبیر كل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان ادامه داد: شخصی كه دو جایگاه حساس در جمهوری اسلامی ایران دارد، نباید این‌گونه خودش را در مظان اتهام قرار دهد.


توكلیان با بیان اینكه موضع‌گیری‌ها و رفتارهای هاشمی كه به خواست خود وی انجام شده،‌ موجب بدبینی مردم به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شده است، خاطرنشان كرد: موضع‌گیری آقای هاشمی در نماز جمعه پس از انتخابات موجب خشنودی فتنه‌گران شد و امروز پس از گذشت دو سال از فتنه همچنان آقای هاشمی از موسوی و كروبی و خیانت‌های آنها نامی نمی‌برد و اقدامات آنها را محكوم نمی‌كند كه این مسئله تعجب‌برانگیز است.


وی ادامه داد: صحبت‌های آقای هاشمی در محكومیت ناآرامی‌های 25 بهمن كاملا تحت تاثیر فضای سیاسی و انتخابات ریاست مجلس خبرگان صورت گرفته است.


دبیر كل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با بیان اینكه آقای هاشمی باید زودتر از اینها در مقابل فتنه‌گران موضع می‌گرفت، گفت: رئیس مجلس خبرگان باید پس از اتهام تقلب به نظام مواضع محكمی را اتخاذ می‌كرد.


توكلیان افزود: موضع‌گیری هاشمی علیه ناآرامی‌های 25 بهمن كه هرچند دیر و البته خیلی هم مناسب نبود، یك حركت كاملا سیاسی و انتخاباتی است و به اعتقاد ما همچنان مواضع ایشان شبهه‌انگیز است.


 

به موسوی رای دادم؛ پشیمانم

بنده خود از کسانی هستم که در انتخابات اخیر به میرحسین موسوی رأی دادم و هیچ هراسی از اینکه رأی خود را اعلام کنم ندارم، چرا که تا آن موقع این آقایان آن‌قدر در نظام جای داشتند که شورای نگهبان نیز صلاحیت آقایان موسوی و کروبی را برای احراز پست ریاست جمهوری تأیید کرد و اکنون با همان صراحت به این آقایان می‌گویم که راه را اشتباه رفته‌اید.

من برای آقای میرحسین موسوی بسیار متأسفم. ایشان هشت سال نخست وزیر بودند و 32 سال در نظام جمهوری اسلامی ایران، مردم  ایشان را به عنوان یک مسئول می‌شناختند.
 
بهمن اخوان با بیان این مطلب به تابناک گفت: سیزده میلیون نفر به ایشان رأی داده‌اند؛ حتی برخی متدینین نیز به ایشان رأی داده‌اند، ولی حرکت آقای موسوی درباره راهپیمایی 25 بهمن ماه بسیار اشتباه بود و ما این حرکت را نمی‌پذیریم. ما بیشتر به حاکمیت نظام فکر می کنیم و حاکمیت نظام برای ما مهم است.
 
نماینده مردم تفرش و آشتیان با انتقاد از مواضع میرحسین موسوی خاطرنشان کرد: من از آقایان این پرسش را دارم؛ آنها که در به ثمر نشستن این انقلاب، نقشی داشته‌اند و امروز می‌خواهند این نظام ساقط شود، آیا گمان می‌کنند دیگران آنها را رهبر خواهند کرد و یا به آنها مسئولیت خواهند داد؟
 
این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه دست همه جوانان و نخبگان و اندیشمندان سراسر کشور را به گرمی می‌فشارم، اظهار داشت: انتقادها را می پذیریم، اما در کنار آن کارهای انجام شده را نیز باید تحسین کرد ،ولی نباید با تخریب نظام و حاکمیت دل دشمنان و بیگانگان را شاد کنیم.
 
این نماینده مجلس هشتم در ادامه افزود: بنده همان بهمن اخوانی هستم که از همان دوره ششم مجلس شورای اسلامی تاکنون از ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی دفاع ‌کرده و می‌کنم، ولی برخی از حرکت‌های دوستانی را که هم اکنون به گونه ای از نظام و رهبری طرفداری می‌کنند، نمی پذیرم.
امروز دفاع از رهبری و حاکمیت باید همراه با اخلاق حسنه،‌ رفتار خوب و برخوردهای مناسب باشد.
 
اخوان همچنین در ادامه سخنان خود یادآور شد: بنده خود از کسانی هستم که در انتخابات اخیر به میرحسین موسوی رأی دادم و هیچ هراسی از این که رأی خود را اعلام کنم، ندارم، چرا که تا آن موقع، این آقایان آن‌قدر در نظام جای داشتند که شورای نگهبان نیز صلاحیت آقایان موسوی و کروبی را برای احراز پست ریاست جمهوری تأیید کرد و اکنون با همان صراحت به این آقایان می‌گویم که راه را شتباه رفته‌اید.
 
این عضو اصولگرای مجلس هشتم در ادامه خاطرنشان ساخت: مجلس شورای اسلامی، مکان تقنین و قانونگذاری است و نمایندگان به جای اینکه به شعار دادن علیه این و آن بپردازند، باید در یک جو منطقی و به دور از هر گونه تهییج احساسی، با تدوین قوانین مورد نیاز قوای دیگر از جمله قوه قضاییه را ملزم به رسیدگی پرونده های این چنینی کنند.
 
وی خطاب به افراطیون نیز ابراز داشت: کسانی‌ که منتقد مدیریت داخل نظام هستند، مخالف ولایت فقیه و رهبری نیستند، اینها به مدیریت برخی از این آقایان انتقاد دارند و بارها با برخی از این آقایان صحبت کرده‌ام؛ می‌گویند که منتقد هستیم، ولی با تمام وجود رهبر انقلاب و حاکمیت نظام را دوست داریم اما نباید به دلیل منتقد بودن به ما انگ مخالفت با ولایت فقیه بزنند. خداوند اینها را اصلاح کند.


 
 

بنی‌صدر: باید از موسوی حمایت كنیم

ابوالحسن بنی‌صدر كه اكنون در پاریس سكونت دارد، در مصاحبه با یك رادیوی ضد‌انقلاب به حمایت ویژه از سران داخلی فتنه پرداخته و گفته كه «هر ایرانی و غیر‌ایرانی باید از حقوق میرحسین موسوی و مهدی كروبی با تمام توان دفاع كند و اینها حق دارند آزاد باشند.»


رئیس جمهور فراری ایران همچنین ادعاهایی را كه موسوی و كروبی درباره پیروی از خط انقلاب اسلامی و امام راحل مطرح می‌كنند، این‌گونه رد كرده است كه «گمان من این نیست كه رهبران جنبش چنان به گذشته چسبیده‌اند كه هیچ تغییری را نتوانند بپذیرند، حق هر انسان است كه تغییر كند.»



 

سه پرسش از هاشمی رفسنجانی

قای هاشمی ، دم خروسِ فرمایش شما بیرون زده است. کسی خط قرمزش ولایت باشد و دوستی عاشقانه هم با مصداق ولایت (امام خامنه ای) داشته باشد ایشان را به تشخیص شخصی خویش در تنگنای عمل انجام شده قرار نمی دهد؟ شگردی که بارها به اقرار خو دتان با حضرت امام به خرج دادید؟

حجت الاسلام و المسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی در آستانه انتخابات ریاست مجلس خبرگان ، در موضعگیری کاملا تاکتیکی اظهار داشته است :

من سه خط قرمز روشن دارم :

1- نظام                           

2- ولایت فقیه                  

3- شخص آیت الله خامنه ای

واضح است که ایشان عادت به پاسخگویی در برابر پرسشهای مستدل و روشن را ( اگر خلاف میلش باشد) ندارد.

اما پایگاه 598 در خصوص این سه خط قرمزروشن مورد ادعای آقای هاشمی ، سه پرسش روشن را مطرح می کند تا میزان صداقت ایشان در خطوط قرمزشان روشن تر گردد.

1-  آقای هاشمی ، اگر نظام برای شما خط قرمزی روشن است ، پاسخ دهید که چگونه  دختر شما در شهریور امسال در مصاحبه با نشریه استراتژیک فارین پالیسی امریکا ، نظام اسلامی را به سرنگونی تهدید کرد و صدایی از شما برنخاست و هیچ ابراز برائتی هم از دختر فتنه گرتان نکردید؟ خصوصا آنکه فائزه در همین مصاحبه ، علنا و عامدا اعلام می کند که :  ((..اگر دختر آقای هاشمی نبودم حتماً این آزادی نصیبم نمی‌شد..)) و شما آقای هاشمی ، از این رانت سیاهی که فرزندتان در کمال بیشرمی در مصاحبه با بیگانگان برای ضربه زدن به نظام بکار می گیرد هیچ اعتراضی ننمودید. به راستی کدام نظام را خط قرمز روشن خود می دانید؟

2-   آقای هاشمی، اگر ولایت فقیه خط قرمز روشن شماست ، در تمام بیست ماه گذشته کجا بودید تا دوشادوش مردم از ولایت فقیه در برابر خائنانی چون موسوی و کروبی خاتمی و رهنورد و موسوی خوئینی ها و ... دفاع کنید؟ خط قرمز شما که اکنون در آستانه انتخابات ریاست خبرگان موقتا روشن شده است ، در فضاحت عاشورای سال گذشته چرا خاموش بود؟ آنگاه که همسرتان و یار 50 ساله تان( خانم مرعشی) ارکان نظام و ولایت را تهدید به آشوب خیابانی میکرد خط قرمز شما در خصوص ولایت فقیه کجا بود؟ راستی جناب هاشمی ، شما که دغدغه تان برای سرمایه های دانشگاه آزاد بیشتر از استمرار وجود ولایت فقیه است ، تا آنجا که برای پولهای دانشگاه آزاد ، نگران روزی هستید که در این مملکت ولایت فقیهی نباشد ، مطمئنید که خط قرمز شما ولایت فقیه است نه چیز دیگر؟؟

 نکند حضرت امام فرموده اند : « پشتیبان پولهای دانشگاه آزاد باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد؟» و ما بیخبریم؟ زحمت کشیده و اگر در این زمینه خاطره ای از امام دارید برایمان بازخوانی بفرمایید.

3-     آقای هاشمی، اگر در میزان عشق تان به امام خامنه ای صادقید لطفا پاسخ دهید چرا  وقتی فائزه در کمال بی ادبی  اقرار می کند : « خامنه‌ای تو این همه دوره کی رهبر بوده؟ تنها دوره‌ای که رهبر بوده الانه ........ زمانی که بابا رئیس جمهور شد باز رئیس جمهور رئیس جمهورِ آقا نبود. خاتمی که رئیس جمهور شد، باز اون نبود. تنها دوره‌ای که رهبر واقعیه‌ الانه،» شما به عشق امام خامنه ای ، دهان نامبارک دخترتان را به خاطر این دریدگی ها گِل نگرفتید؟ شما حتی اُف هم بر او نگفتید. شما اگر از دو جنبه «ولایی و عشق رفاقتی» حضرت آقا را قبول داشته و دوست دارید چگونه است که آن نامه زشت و تهدید آمیز را با علم به اینکه معظم له موافق با علنی ساختنش نخواهند بود پیش دستی کرده و قبل از ارائه به محضر ایشان ، درج عمومی ساخته و به این کار خود ( پیش دستی کردن به امام زمانه خویش ) اقرار و مباهات می کنید؟

آقای هاشمی ، پاسخ ندهید اما انصاف دهید که دم خروسِ فرمایش شما بیرون زده است. کسی خط قرمزش ولایت باشد و دوستی عاشقانه هم با مصداق ولایت (امام خامنه ای) داشته باشد  ایشان را به تشخیص شخصی خویش در تنگنای عمل انجام شده قرار نمی دهد؟ شگردی که بارها به اقرار خو دتان با حضرت امام  به خرج دادید؟

نه آقای هاشمی ، نه !

زمان رفتارهای با رُتوش ، سپری شده است. شما ظاهرا فراموش کرده اید که ملت ایران اکنون الگوی ملت های منطقه در خواندن دست افراد دوپهلو هستند ، لذا در شأن ملت بزرگ ایران نیست که خودشان از سیاست بازان روزگار رودست بخورند.

صدالبته ملتی این چنین فهیم و بزرگ ، خبرگانی باهوش و بزرگ نیز دارند.


نظرات() 
foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 06:24 ب.ظ
What i do not realize is actually how you're no longer actually a lot more smartly-appreciated than you might be right now.
You are so intelligent. You recognize therefore considerably relating to this
matter, produced me in my view imagine it from numerous various
angles. Its like women and men don't seem to be fascinated until it's something to accomplish
with Girl gaga! Your own stuffs nice. At all
times care for it up!
jerrybrucculeri.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:55 ب.ظ
I like the helpful information you provide in your articles.
I'll bookmark your weblog and check again here regularly.
I am quite certain I'll learn many new stuff
right here! Best of luck for the next!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :